الشيخ محمد تقي القمي ( مترجم : محمد مقدس )

26

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى )

تاريخچهء تقريب : هنگامى كه پيامبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) به رفيق اعلى پيوست و دولت اسلامى در حال شكل‌گيرى بود ، مسلمانان با مشكلاتى روبه‌رو شدند كه نيازمند موضعگيرى دست اندركاران نسبت به آنها بود ؛ دراينجا بود كه درغياب پيامبر رهبر ( ص ) ، اختلاف‌هايى ميان مسلمانان مطرح شد و مصلحان صحابه را به كمر همت بستن در راستاى از ميان برداشتن آنها از هر راه ممكن ، واداشت . حضرت " اميرالمؤمنين على ابن ابىطالب " ( سلام الله عليه ) خود در اين عمل ، پيش قدم بود و در اين راستا تلاش‌هاى فراوان و غيرقابل انكارى به‌عمل آورد ؛ آن‌حضرت با خردمندى و فرزانگى خود به اصلاح نابسامانىهاى اوضاع و مفسده‌هاى احتمالى پرداخت و بدين لحاظ بنيانگذار حقيقى ايدهء " تقريب " و نخستين كسى به‌شمار مىرود كه بذر " تقريب " را كاشته است . او تصوير بسيار زيبايى فراروى مسلمانان قرار داد و هرجا كه اصلاح را بمثابهء ضرورتى براى بقاى اين دولت جوان ديد ، اقدامات عملى ملموسى را در راستاى تقريب انجام داد . فرزندان آن‌حضرت يعنى ائمه ( عليهم السلام ) نيز راه او را پى گرفتند و الگوهاى بسيار جالبى در اين زمينه ارائه دادند و چنان مواضع چشمگير و شگفت‌انگيزى گرفتند كه ستايش و تحسين مسلمانان آن‌روز و امروز را برانگيخته است . درست است كه در آن زمان مفهوم " تقريب " با همين عنوان و به شكلى كه امروزه متداول است ، مطرح نبود ، ولى همهء اقدامات و مواضع پيشوايان و علماى اهل بيت ( سلام الله عليهم ) تجسّم واقعى همين مفهوم به‌شمار مىرود . از اينجاست كه مىبينيم علماى اماميه همان راه پيشوايان خود ( عليهم السلام ) را پيموده و مىپيمايند ؛ آنها با هرآنچه در توان داشتند در راستاى از ميان برداشتن هر آنچه كه به وحدت مسلمانان آسيب مىرساند و تفرقهء آنان‌را به‌دنبال داشت ، كوشيدند ؛ حتى كسانى از ايشان بودند كه مرتباً در مجالس درس اهل سنت حضور مىيافتند و از هر راهى براى رساندن ديدگاه‌هاى خود به ديگران - در فضايى آرام و كاملًا منطقى و آنچنان‌كه در محافل و مجالس درسى خود عمل مىكردند - استفاده مىنمودند .